برچسب ها

  1. محمد گفت:

    ببخشید چرااجرا نمی کمه

  2. اسفندیار گفت:

    پیاده میرم سید مظفر
    به پا بوس سید وسرور بندر
    به گریم و بگویم ؛توای مشکل گشای شهر
    منه مسکین را بنما تو دل گرم
    تا همسرم رها یابد زدرد
    یاری رسان بمادر چند فرزند
    نزد ایزد منعان بنما مارا ضمانت
    چون که هستی سرشار ازلطف و عطوفت
    که مردی؛ با تنگ دستی بتو دراز نموده ست
    همسرم؛مادر بچه هایم را بنما شفاعت
    چو توسلطان شهر ی و سید و سرور
    به پشتوانه تو دارم تمنای لطف و نظر
    یاری رسان با شفاعتی این مادر و همسر
    خجل وشرمندهام با دستی تنگ
    زتو دارم خواهشی بنما اجابت
    مارا از لطف و کرمت بنما حمایت،قربان شما پدری بینوا که باشد اسیر جور و و جفا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *